شاه محمود داعى شيرازى
73
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )
معشوق ، نامهى چهارم در ستايش معشوق و نكوهش عاشق ، نامهى پنجم در توانگرى معشوق و درويشى عاشق ، نامهى ششم در قناعت كردن عاشق به ديدار معشوق ، نامهى هفتم در عهد كردن عاشق و معشوق ، نامهى هشتم در سنگدلى معشوق ، نامهى نهم در خلاف كردن وعده معشوق با عاشق ، نامهى دهم در هر جايى بودن معشوق ، نامهى يازدهم در برگشتن معشوق از عاشق ، نامهى دوازدهم در برگشتن عاشق از معشوق ، نامهى سيزدهم در تازه كردن عشق كهن ، نامهى چهاردهم در ناز معشوق و نياز عاشق ، نامهى پانزدهم در بيان آرزومندى عاشق ، نامهى شانزدهم در صبر كردن عاشق و سفر كردن معشوق ، نامهى هفدهم در زارى عاشق در فراق معشوق ، نامهى هجدهم در صبر كردن عاشق ، نامهى نوزدهم در باز آمدن معشوق از سفر ، نامهى بيستم در سفر كردن عاشق ، نامهى بيست و يكم در اشتياق عاشق به ديدار معشوق ، نامهى بيست و دوم در باز آمدن عاشق از سفر ، نامهى بيست و سوم در بيمار شدن معشوق ، نامهى بيست و چهارم در بيمار شدن عاشق ، نامهى بيست و پنجم در جواب نامهى عاشق ، نامهى بيست و ششم در پنهان داشتن راز ، نامهى بيست و هفتم در پيدا شدن راز عاشق و معشوق ، نامهى بيست و هشتم در ملامت خلق ، نامهى بيست و نهم در شكايت روزگار ، نامهى سىام در گرفتار شدن عاشق . در اين سىنامهى داستانى پرداخته مىشود كه در آن عاشق ، معشوق را مخاطب خود قرار داده ، و داستان سير خود را به پيش مىبرد . با توجه به اين داستان مىبينيم كه اين نوع داستاننويسى كه در روزگار نو مقبوليتى يافته ، در عالم ما بىسابقه نبوده است . در فرجام نيز حسينى هروى سمبلهاى داستان خود را به تفسير مىنشيند : مراد از عشق ، عشق پاكبازيست * نه آن عشقى كه سوداى مجازيست نداند عقل قدر گوهر عشق * بلندست آستان اين در عشق